شب است و شور وعشق و مستینگیرد دل آرام از غوغای هستی سخن ازسوز دل جایز نباشد گفتن اسراردل به نامحرم روا نباشد بیا امشب نگاهت را سوی آسمان کنپیام آن ستاره را در دل نهان کن یکی از اسرار عالم را بیان کندل ما را هم شادمان کنبیا با هم در این دل شب ببندیم عهد و پیمانکه هرگز برنگردیم از نیمه راه نگوییم راه سنگلاخی و سخت است به بالای آن کوه بلند رفتن محال استمگر نشنیدی قصه عشاق نامدارچه شیرین بیان کردند حکایت پایان راه کدورت گر به دل داری نیست جایت اینجادلی گر بیازاری برمی گردی از نیمه راهدل صاف وصادق جایش اینجاست مرام و خوی خوش داشتن توشه راه است اینجامن امشب دل و جان را سپرده ام به اوکه تاسیرابم کند از عشق و نور خدایش ۱۴۰۳/۱/۳۱
برچسب:
نویسنده: نیما حسنی
تاريخ: چهارشنبه
19 ارديبهشت
1403 ساعت: 14:56